27 رجب:
مبعث پيامبر ختمى مرتبت حضرت «محمد بن عبدالله»(ص) (13 سال قبل از هجرت)
تصویر خبر

هدف و فلسفه بعثت رسول گرامى اسلام(ص)

* چكیده: ۲۷ ماه مبارك رجب (۲۵ فروردين) مصادف با مبعث حضرت رسول اكرم محمد مصطفى(ص) (۱۳ سال قبل از هجرت) و از اعياد بزرگ شيعيان و مسلمانان جهان مى‌باشد؛ اين عيد بزرگ را به شيعيان و محبان آن حضرت و اهل بيت طاهرينش(ع) تبريك و تهنيت عرض مى‌نماييم.

واقعه بعثت رسول گرامى اسلام(ص) را بايد بزرگ‌ترين واقعه دينى و الهى دانست چراكه آغاز رسالت آخرين پيامبر الهى و شروع دعوت به آخرين دين يعنى اسلام و آخرين كتاب و معجزه جاويدان يعنى قرآن است. به‌همين‌دليل اين واقعه الهى، از اهميت و منزلت والايى در اعتقادات دينى برخوردار است، چراكه در حقيقت خداوند بر بندگان خود منت گذاشته و با فرستادن رسول و نزول وحى و ابلاغ فرامين دينى، راه سعادت دنيوى و اخروى را براى بشر تعيين نموده است.

با تفكر و تدبر در آيات و روايات اسلامى هدف و فلسفه بعثت و رسالت پيامبر گرامى اسلام(ص) و نيز همگى پيامبران الهى مشخص مى‌شود و به خوبى روشن مى‌نمايد كه تنها راه سعادت، پيروى از دستورات آنان است. اين آيات و روايات هدف و فلسفه بعثت الهى را اين‌گونه بيان مى‌نمايند: پيامبر مبعوث شد تا انسان‌ها را با دعوت به توحيد و خدا پرستى و انذار و پرهيز از طاغوت و گمراهى، از جهل و ضلالت نجات دهد؛ پيامبر وظيفه دارد تا با تعليم و تربيت و آموزش جامعه خود، باعث اكمال عقول آن‌ها شود و آنان را به درجات كمال و تعالى و رشد برساند؛ جامعه انسانى بدون وجود دستورات و قوانين كامل الهى دچار اختلاف و نزاع مى‌شود، پيامبر است كه با اجراى قوانين دينى عدل و قسط را در جامعه اجرا مى‌كند؛ پيامبر از آن‌جا كه خود كامل‌ترين انسان و اسوه اخلاق است، مى‌تواند الگوى اخلاقى جامعه خود باشد و جامعه را به اكمال اخلاقى برساند و نيز شاهد و گواه بر اعمال امت خود باشد.

پيامبر به اين دليل كه از بالاترين مرتبه خداشناسى و توحيد برخوردار است بهترين تذكر دهنده و يادآورى‌كننده نعمت‌هاى الهى براى بندگان است و در نهايت پيامبر است كه با دعوت مردم به دين و ارزش‌هاى دينى، انسان را به آزادى حقيقى كه پرستش و اطاعت از خداوند و رهايى از شر هواى نفس و شيطان كه عين اسارت و بندگى است، نجات دهد. بنابراين به‌خوبى مشخص است كه تنها راه نجات بشر امروز از مشكلاتى كه خود با دورى از دين به آن دچار شده، بازگشت به دين و اطاعت از فرامين الهى زندگى ساز و سعادت بخش است. *

۲۷ ماه مبارك رجب (۲۵ فروردين) مصادف با مبعث حضرت رسول اكرم محمد مصطفى(ص) (۱۳ سال قبل از هجرت) و از اعياد بزرگ شيعيان و مسلمانان جهان مى‌باشد؛ اين عيد بزرگ را به شيعيان و محبان آن حضرت و اهل بيت طاهرينش(ع) تبريك و تهنيت عرض مى‌نماييم.

بعثت رسول گرامى اسلام كه در۴۰ سالگى پيامبر(ص) در غار حراء واقع در كوه نور (در نزديكى شهر مكه) روى داد، بزرگ‌ترين حادثه تاريخى دين مبين اسلام محسوب مى‌شود، چراكه سرآغاز رسالت آخرين پيامبر موعود و نزول خاتم اديان الهى يعنى اسلام بود. طبق ديدگاه مشهور شيعه اماميه، اين رويداد در روز ۲۷ رجب، ۱۳ سال قبل از هجرت پيامبر(ص) روى داده است. در چنين روز با عظمتى، پيامبر اكرم(ص) كه براى عبادت با پروردگار خويش به غار حرا رفته بود، براى اولين بار از طريق وحى و با نزول نخستين آيات سوره علق، بعثت او آغاز شد و با نخستين آيات سوره مدثر ادامه يافت و به انجام فرمان بزرگ الهى مبنى بر ابلاغ دين، مبعوث به رسالت شد. با پذيرش اين مأموريت الهى، آن حضرت ابتدا همسرش خديجه(س) و پسر عمويش على(ع) را در جريان نبوت خويش قرار داد. ۳ سال بعد با نزول آيه «وَأَنذِرْ عَشِيرَتَك الْأَقْرَبِينَ»(شعراء/۲۱۴) دعوت او وارد مرحله جديدى شد و در همان سال با نزول آيه «فَاصْدَعْ بِمَا تُؤْمَرُ وَأَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِكينَ»(حجر/۹۴) رسالت الهى پيامبر به‌صورت همگانى و علنى آغاز شد و براى اولين بار پيامبر(ص) در بازار عُكاظ، جايى كه همه مردم براى تجارت در آن جمع بودند، همه را به سكوت فراخواند و دعوت خويش را آشكار كرد. آن روز ابولهب، پيامبر(ص) را به استهزا آزرد وعده‌اى نيز به پيروى از او پيامبر(ص) را آزار رسانيدند؛ اما ابوطالب در حمايت از پيامبر(ص) آنان را تنبيه كرد، عده كمى ايمان آوردند و به جمع گروه اندكى كه در اين دوره ۳ ساله، پنهانى ايمان آورده بودند، پيوستند. بدين ترتيب حوادث تاريخى رسالت رسول گرامى اسلام (ص) آغاز شد و از آن زمان دين اسلام به‌عنوان آخرين دين الهى و قرآن به‌عنوان آخرين معجزه الهى، تبليغ و ترويج شد و در سرتاسر عالم گسترش يافت و پيروان بسيارى به اين دين الهى گرايش يافتند.

از مباحث مهم اعتقادى در رابطه با اين واقعه دينى و الهى، هدف و فلسفه از مبعث رسول گرامى اسلام است. در ادامه به بررسى چرايى و هدف اين واقعه مهم دينى از منظر آيات قرآنى و روايات اسلامى مى‌پردازيم.

 هدف از بعثت رسول گرامى اسلام از منظر آيات و روايات اسلامى‌

۱. هدايت انسان با دعوت به توحيد و خدا پرستى و انذار و پرهيز از طاغوت و گمراهى‌

مهم‌ترين و جامع‌ترين هدف بعثت پيامبر اكرم(ص) و نيز تمامى انبيا الهى از آغاز تا خاتم، هدايت و تزكيه و بازداشتن از جهل و گمراهى همه انسان‌ها در تمامى ادوار تاريخ است. خداوند در قرآن، اين هدف اصلى و مشترك از بعثت ميان انبياء الهى را اين‌گونه بيان مى‌فرمايد: «كل آمن بالله و ملائكته و كتبه و رسله لانفرق بين احد من رسله» همه بر محور ايمان به خدا و ملائكه و كتب آسمانى مبعوث شدند و هدفى جز هدايت جامعه بر اساس خاستگاه اجتماعى و مقتضيات زمان ندارند و در اين مسير فرقى ميان آنان نيست، تا با اين دعوت، بشر را از ضلالت و گمراهى و پيروى از طاغوت و شيطان با توحيد و يكتاپرستى و ايمان و پيروى از فرامين الهى برهانند و به سعادت دنيوى و اخروى برسانند و به صراط مستقيم كه همان دين الهى است هدايت شوند: «وَلَقَدْ بَعَثْنَا فِى كلِّ أُمَّه رَسُولًا أَنْ اُعْبُدُوا اللَّهَ وَاجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ فَمِنْهُمْ مَنْ هَدَى اللَّهُ وَمِنْهُمْ مَنْ حَقَّتْ عَلَيهِ الضَّلَالَه...؛ ما در هر امتى پيامبرى برانگيختيم تا به آنان بگويند خدا را بپرستيد و از پرستش غير خدا (طاغوت) خوددارى كنيد گروهى هدايت يافتند و گروه ديگر (از طريق عناد و لجاج) شايسته‌ى گمراهى و ضلالت شدند...»(نحل: ۳۶) حضرت امير المؤمنين على(ع) در تبيين اين هدف مى فرمايد: «خداوند محمّد(ص) پيامبر خود را بر انگيخت، تا وعده خود را انجام دهد و پيامبرى را به‌وسيله او خاتمه بخشد و مردم روى زمين در آن روز مذهب‌هاى گوناگون و بدعت‌هاى زياد و روش‌هاى مختلف داشتند. گروهى او را به مخلوق تشبيه مى‌كردند (براى او عضو و مكان قائل بودند) برخى در نام وى تصرف مى‌نمودند و گروهى به غير خدا اشاره مى‌كردند (بت‌ها را مى‌پرستيدند) آنان را از گمراهى به شاهراه توحيد هدايت كرد و از چنگال جهالت نجات داد.»(نهج البلاغه، خطبه ۱) آن حضرت هم‌چنين مى‌فرمايد: «خدا پيامبر را برانگيخت تا بندگان او آنچه از خداشناسى نمى‌دانند فراگيرند و به پروردگارى او، پس از انكار و عناد، ايمان بياورند.»(مجلسى، ۱۴۰۳: ج‌۴: ح‌۲۸۷ :۱۹) هم‌چنين ايشان نيز در تشريح اين انگيزه مى‌فرمايد: «خداوند پيامبران را برانگيخت تا آنچه را كه بندگان خدا درباره توحيد و صفات خدا نمى‌دانند فرا گيرند و به ربوبيت و پروردگارى و يگانگى وى پس از انكار ايمان آورند.» (نهج البلاغه، خطبه ۱۴۳)

در حقيقت انسان بدون اين هدايت الهى، راهى جز تباهى و گمراهى نمى‌پيمايد چراكه انسان با عقل محدود خود توانايى يافتن راه سعادت را ندارد و نخواهد داشت و به‌معناى واقعى كلمه خداوند بر انسان منت گذاشت آنگاه كه از جنس خودشان رسولى فرستاد تا بر آن‌ها آيات الهى را بخواند و آن‌ها را تزكيه و تعليم و هدايت نمايد: «و لقد منّ الله على المؤمنين اذ بعث فيهم رسولاً من انفسهم يتلوا عليهم آياته و يزكيهم» از همه مهم‌تر و بيشتر مورد تأكيد خداوند منت رسالت و بعثت خاتم‌الانبياء محمد مصطفى(ص) بر مسلمانان و بلكه بر تمام عالم بشريت است كه به‌عنوان آخرين پيامبر و مبشر رحمت و آورنده كامل‌ترين اديان براى همه زمان و اعصار و سراسر گيتى مبعوث شده است تا انسان را انذار و تبشير كند: «و ما ارسلناك الا كافه للناس بشيراً و نذيراً» با ارسال حضرت رسول(ص) حجت بر تمامى انسان‌ها تمام مى‌شود: «رسلاً مبشرين و منذرين لئلايكون للناس على الله حجه» تا اين‌كه هيچ فردى وجود نداشته باشد كه در عدم پذيرش دين الهى و تبعيت از شيطان در گمراهى توجيهى داشته باشد و اگر از او تبعيت نكردند و آگاهانه به ضلالت و گمراهى كشيده شدند دليل و حجتى بر عذاب نداشته باشند.

بنابراين به‌دليل اين‌كه تنها راه هدايت، تبعيت از رسول و فرامين الهى است، خداوند همگان را به اين موضوع، امر نمايد چراكه در واقع تبعيت از پيامبر(ص) عامل تقرب به خدا مى‌گردد و در قدم اول اگر تبعيت از رسول اعظم (ص) نباشد هدايت‌يابى و تبعيت از ساير آثار و اهداف بعثت ممكن نمى‌گردد: «قل ان كنتم تحبون الله فاتبعونى يحببكم الله»

۲.تعليم و تربيت و آموزش جامعه و اكمال عقول انسان‌ها

از مهم‌ترين اهداف رسالت و بعثت انبياء الهى، تعليم و تربيت و آموزش جامعه در راستاى هدايت به دين الهى بوده است چنان‌كه قرآن مى‌فرمايد: «يتلوا عليهم آياته و يزكيهم و يعلمهم الكتاب و الحكمه و ان كانوا من قبل لفى ضلال مبين.» به‌همين‌دليل تعليم و تربيت و آموزش افراد جامعه در دين مبين اسلام اهميت بسيار والايى دارد به اندازه‌اى كه هدف از بعثت پيامبر گسترش علم و معرفت در كنار پرورش روحى و فكرى بشر عنوان شده است.

پيامبر گرامى اسلام(ص) در اين راستا مى‌فرمايد: «انه لم يكن شى قبله الاكان حقاً عليان يدك آمنه على خير ما يعلمه لهم و ينذرهم مايعلمه لهم؛ اين حق بر نبى است كه بر امت خويش به آنچه از خير كه نمى‌دانند دلالت و راهنمايى و هدايت فرمايد و از آنچه از شر كه نمى‌دانند انذار فرمايد.» اين تعليم و آموزش همان تعليم مردم به علم‌الكتاب و علم اولين و آخرين و علم هدايت است كه در قرآن بسيار مورد تأكيد قرار گرفته است. «يرفع الله الذين آمنوا و الذين اوتوالعلم درجات؛ خداوند كسانى از شما را كه ايمان آوردند رفعت و مقام والايى عطا مى‌كند و كسانى‌كه كسب علم كردند درجات والاترى در بر خواهند داشت.»

اين آموزش و تعليم و تربيت به اكمال عقول انسانى و يافتن راه هدايت و سعادت مى‌انجامد. ازاين‌رو بايد عقل و دانش هر پيامبرى، از عقل و دانش امّت وى بالاتر و برتر باشد. پيامبر اسلام(ص) مى‌فرمايد: هدف از بعثت، تكميل عقول بشر است: «وَ لَا بَعَثَ اللَّهُ نَبِياً وَ لَا رَسُولًا حَتّى يسْتَكمِلَ الْعَقْلَ، وَ يكونَ عَقْلُهُ أَفْضَلَ مِنْ عُقُولِ جَمِيعِ أُمَّتِه» (كلينى، اصول كافى، ۱۴۰۷: ج‌۱: ح‌۳۰ :۱۱) خداوند، هيچ پيامبر و رسولى را جز بر تكميل خرد، مبعوث نفرمود، و خرد او بالاتر از عقول امّت وى است.

هم‌چنين طبق بيان اميرمومنان على(ع) پى‌درپى آمدن پيامبران، براى اين بود كه مردم را به عهد و ميثاق فطرى كه در آفرينش آنان نهاده شده است، فرا خوانند و خردهاى پنهان شده آنان را از زير گرد و غبار ضلالت بيرون آورند كه در اين صورت، نعمت توحيد را باز خواهند يافت: «فَبَعَثَ فِيهِمْ رُسُلُه وَ واتَرَ اِليهِمْ اَنْبِياءَهُ، لِيسْتَادُوهُم مِيثاقَ فِطْرَتِه... وَ يثِيروا لَهُم دَفائِنَ العُقُول...» (نهج البلاغه، خطبه‌۱)

۳.برپايى عدل و قسط و حل اختلافات و منازعات امت‌

در برخى از آيات و احاديث انگيزه بعثت پيامبران و فرو فرستادن كتاب‌هاى آسمانى، تحقق قسط و عدل در ميان مردم بيان شده است؛ چنان‌كه خداوند در اين باره مى‌فرمايد: «لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَينَاتِ وَأَنْزَلْنَا مَعَهُمْ الْكتَابَ وَالْمِيزَانَ لِيقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ...» (حديد/ ۲۵) «كانَ النَّاسُ أُمَّهً واحِدَهً فَبَعَثَ اللَّهُ النَّبِيِّينَ مُبَشِّرِينَ وَ مُنْذِرِينَ وَ أَنْزَلَ مَعَهُمُ الْكتابَ بِالْحَقِّ لِيَحْكمَ بَيْنَ النَّاسِ فِيَما اخْتَلَفُوا فِيهِ.» (بقره، ۲۱۳) منظور از «بينات» و دلايل روشن، ادراكات عقلى و خردورزى هاى صحيح علمى و نيز معجزات و كرامات عملى است. هم‌چنين مراد از «كتاب»، برخى از معارف و احكام و عقايد و اخلاق و ساير علوم است «ميزان» و معيار صحيح نيز همراه معصوم است و هيچ ميزانى، دقيق تر از سيره و روش و راه كارهاى معصومانه پيامبر(ص) و پيشوايان دين(ع) نيست. (جوادى آملى، وحى و نبوت در قرآن. قم: نشر سرا، ۱۳۸۱، ۱۷۴)

اين آيات شريفه بيانگر آن هستند كه مردم به‌صورت امتى يك پارچه زندگى مى‌كردند و در ميان آنان اختلافات پيچيده‌اى كه نياز به شرايع آسمانى باشد، وجود نداشت، سپس اختلاف و نزاع در ميان آنان پديد آمد، لذا خداوند براى حل اختلافات آنان پيامبران را كه بشارت و بيم‌دهنده بودند، مبعوث كرد، و با آنان كتاب و شريعت آسمانى را به حق فرو فرستاد تا مبناى داورى در اختلافات آنان باشد. چنان‌كه درباره حضرت داوود(ع) مى‌فرمايد: «يا داوُدُ إِنَّا جَعَلْناك خَلِيفَهً فِى الْأَرْضِ فَاحْكمْ بَيْنَ النَّاسِ بِالْحَقِّ.» (ص، ۲۴) و درباره پيامبر اكرم(ص) مى‌فرمايد: «إِنَّا أَنْزَلْنا إِلَيْك الْكتابَ بِالْحَقِّ لِتَحْكمَ بَيْنَ النَّاسِ بِما أَراك اللَّهُ.» (نساء/ ۲۰۵)

۴.تكميل اخلاق بشر و اسوه و الگوى اخلاقى جامعه‌

اخلاق و ارزش‌هاى اخلاقى در هر جامعه‌اى و رعايت آن از سوى افراد جامعه، از مهم‌ترين عوامل تعالى و رشد آن جامعه محسوب مى‌شود چراكه تنها در اين بستر است كه جامعه مى‌تواند اهداف خود را اجرا نمايد و به سعادت همگانى دست يابد و در واقع با عمل به اصول اخلاقى، بشر، هدايت درونى مى‌يابد. به‌همين‌دليل از اهداف مهم بعثت انبياء، اكمال اخلاق است و رسول اسوه اخلاق است: «لقد كان لكم فى رسول الله اسوه حسنه.» بر همين مبناست كه پيامبر اكرم(ص) به‌صراحت در بيان هدف بعثتش مى‌فرمايد: «انما بعثت لاتمم مكارم الاخلاق» طبق اين بيان و اين‌كه شخص پيامبر نيز بايد خود اسوه و الگوى اخلاقى جامعه خويش باشد، پيامبر در طول زندگى خود بهترين رفتار اخلاقى را عملى ساخته بود چنان‌چه از جانب خداوند چنين خطاب مى‌شود: «آنك لعلى خُلُق عظيم» چراكه «فيما رحمه من الله كنت لهم و لوكنت فظاغليظ القلب لانفضوا من حولك» يعنى تواى پيامبر آية رحمت الهى بر بشر هستى و رسول رحمت عالميانى كه اگر تو شديد و عبوس و سخت بودى همه از تو مى‌گريختند و اين همان تأثير شگرف اخلاق پيغمبر(ص) بود كه اعراب باديه‌نشين عصر جاهليت را به دور خود جمع مى‌كرد و به آن‌ها دين عرضه مى نمود و به بيدارى و هوشيارى آن‌ها مى‌پرداخته و آن‌ها را از چاه ضلالت بيرون مى‌كشيد و به راه هدايت الهى رهنمون مى‌شد.

۵. انبياء الهى؛ شاهدان اعمال امت‌

انبيا در ظاهر و باطن امر شاهد اعمال و كردار و رفتار امت‌اند «و يوم نبعث فى كل امه شهيداً عليهم من انفسهم و جئنا بك شهيداً على هؤلاء؛ و روزى كه ما در ميان هر امتى از جنسشان شاهدى مبعوث مى‌كنيم واى پيامبر ما تو را نيز شاهد بر اعمال و كردار مردم فرستاديم.» انبيا شهود مردم و مشرف بر آن‌هايند و دين به جهت قدرت علم درونى و اشراف آن‌هاست كه خداوند از براى اصلاح امت به آن‌ها عطا كرده است. اشراف آن‌ها بر نيات و باطن افراد راه را براى هدايت و ارشاد خلق بر آن‌ها باز مى‌كند و بهترين طريق را براى سازندگى روحى و روانى و عملى افراد در پيش پاى آن‌ها مى‌گذارد و اين لازمه هدايت و ارشاد مردم براى انبيا است. «كذلك جعلناكم امه وسطا لتكونوا شهداء على الناس؛ و اين چنين ما شما انبيا را امت ميانه و متعادلى قرار داديم تا بر مردم شاهد بر اعمال آن‌ها مشرف و آگاه باشيد.»

۶.تذكر دهنده و يادآورى‌كننده نعمت‌هاى الهى‌

خداى سبحان در آيات متعددى، يادآورى نعمت‌هاى الهى را جزو دستورهاى انبيا قرار داده است: «... وَاذْكرُوا إِذْ جَعَلَكمْ خُلَفَاءَ مِنْ بَعْدِ قَوْمِ نُوحٍ وَزَادَكمْ فِى الْخَلْقِ بَسْطَةً فَاذْكرُوا آلَاءَ اللَّهِ لَعَلَّكمْ تُفْلِحُون؛ به ياد آوريد زمانى را كه خداوند، شما را بعد از قوم نوح، جانشينان آنان قرار داد و در خلقت، بر قوّت شما افزود. پس، نعمت‌هاى خداوند را به يادآورد؛ باشد كه رستگار شويد.» (اعراف، ۶۹)

۷.رهايى و آزادى انسان‌

با توجه به مجموع اهدافى كه از بعثت رسل و در نهايت رسالت پيامبر گرامى اسلام، بيان شد مى‌توان بهترين ره آورد بعثت را، تحقق واقعى آزادى انسان از سرسپردگى و بندگى غير خدا و هواى نفس و شيطان، كه همانا آزادى حقيقى است دانست. قرآن كريم درباره اين هدف مى‌فرمايد: «الَّذِينَ يتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِى الْأُمِّى الَّذِى يجِدُونَهُ مَكتُوبًا عِنْدَهُمْ فِى التَّوْرَاةِ وَالْإِنجِيلِ يأْمُرُهُمْ بِالْمَعْرُوفِ وَينْهَاهُمْ عَنْ الْمُنكرِ وَيحِلُّ لَهُمْ الطَّيبَاتِ وَيحَرِّمُ عَلَيهِمْ الْخَبَائِثَ وَيضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَالْأَغْلَالَ الَّتِى كانَتْ عَلَيهِمْ فَالَّذِينَ آمَنُوا بِهِ وَعَزَّرُوهُ وَنَصَرُوهُ وَاتَّبَعُوا النُّورَ الَّذِى أُنزِلَ مَعَهُ أُوْلَئِك هُمْ الْمُفْلِحُونَ؛ آنان كه از اين فرستاده مكتب نديده كه نام او را در تورات و انجيل نوشته مى‌يابند، پيروى مى‌كنند؛ همان پيامبرى كه آنان را به كار پسنديده فرمان مى‌دهد و از كار ناپسند باز مى‌دارد و براى آنان چيزهاى پاكيزه را حلال، و چيزهاى ناپاك را حرام مى‌كند و از دوش آنان قيد و بندهايى را كه برايشان بوده است، بر مى‌دارد. پس آنان كه به او ايمان آوردند و بزرگش داشتند و يارى‌اش كردند و از نورى كه با او نازل شده است، پيروى كردند، آنان همان رستگارانند.» (اعراف، ۱۵۷) مبعوث شدگان از سوى خداوند، بسان مدعيان دروغين نبوت و رسالت كه هدف به زنجير كشيدن توده‌هاى مردم و استعمار و استثمار آن‌هاست، نيستند آن‌ها نه تنها بندى بر آن‌ها نمى‌گذارند، بلكه بارها را از دوش آنان بردارند، و غل و زنجيرهايى را كه بر دست و پا و گردنشان سنگينى مى‌كرد، مى‌شكنند. (مكارم شيرازى، تفسير نمونه تهران: دارالكتب الإسلاميه، ۱۳۷۴، ج‌۶، ۳۹۸)

در عصر حاضر به‌خوبى آشكار است كه انسان با جدا شدن از دين و معنويت، به آزادى در شهوت رانى و هواى نفس رسيده كه ره آورد آزادى‌هاى مدرن و سكولار و دنياى ليبرال غرب است. آنچه كه انسان امروز به بهانه آزادى بدان دست يافته در حقيقت نه تنها آزادى نبوده، بلكه عين اسارت و بندگى است كه تبعات بسيار ناگوارى نيز براى بشر داشته است و هر روز شاهد مشكلات بسيار بزرگى براى اين انسان امروز هستيم، معضلاتى كه تنها راه حل آن، بازگشت به صراط مستقيم الهى يعنى دين است.

سوم شعبان؛ ولادت سالار شهيدان، امام حسين(ع) و روز پاسدار

روز پاسدار؛ روز بزرگداشت جان نثارى و ايثار در راه دين و ارزش‌هاى الهى‌

* چكیده: سوم شعبان مصادف با سالروز ولادت سرور و سالار شهيدان و اسوه جهاد فى سبيل الله حضرت ابا عبدالله الحسين(ع) است. اين ميلاد با سعادت را كه يادآور رشادت‌ها و جانبازى‌هاى آن حضرت و ياران ايشان در روز عاشورا و در صحنه كربلا، در راه پاسدارى از دين است.

بدون‌شك حضرت امام حسين(ع) بزرگ‌ترين پاسدار اسلام هستند كه در زمانه خود، اصل و بنيان دين را از سوى حاكميت ظلم و تزوير در خطر ديدند و تنها اقدام را مبارزه علنى و قيام عليه آن دانسته و در راه پاسدارى از آن، تمام هستى و دارايى خود را نثار كردند.

شيوه و عملكرد آن امام شهيد چه در عرصه تعالى شخصيت فردى و چه در عرصه قيام و جهاد در راه حفظ ارزش‌هاى بنيادين دينى، بهترين الگو براى تمام مجاهدان به‌ويژه پاسداران انقلاب اسلامى بوده و خواهد بود.

كسانى‌كه از آغاز حركت و قيام ملت ايران با الگو قرار دادن روش و منش امام شهيدان، در عرصه‌هاى مختلف جهاد به انجام وظيفه پرداختند و امروزه نيز در عرصه‌هاى مختلف، با بصيرت و شجاعت پاسدار ارزش‌هاى انقلابى و اسلامى هستند و تا پيروزى نهايى اين حركت عظيم ادامه خواهد داشت. *

سوم شعبان مصادف با سالروز ولادت سرور و سالار شهيدان و اسوه جهاد فى سبيل الله حضرت ابا عبدالله الحسين(ع) است. اين ميلاد با سعادت را كه يادآور رشادت‌ها و جانبازى‌هاى آن حضرت و ياران ايشان در روز عاشورا و در صحنه كربلا، در راه پاسدارى از دين است را به همه شيعيان و محبان آن حضرت و همه پاسداران جان بركف انقلاب اسلامى تبريك و تهنيت عرض مى‌نماييم.

ناميدن اين ميلاد با سعادت به اين روز و تمسك به نام و سيره و سلوك سالار شهيدان حضرت اباعبدا...الحسين(ع) و تقدير از مجاهدت‌هاى پاسداران انقلاب اسلامى، ابتكارى با معنا و زيبا است، چراكه جان فشانى بى‌بديل آن امام شهيد در راه پاسدارى از اصل و مبناى دين در حساس‌ترين لحظه تاريخ و ايثار تمامى هستى و دارايى خويش در اين‌راه، بدون‌شك در تمامى تاريخ تكرار نشدنى است. به‌دليل اين ايثار و جان فشانى است كه آن امام بزرگوار، اسوه و الگوى تمامى مجاهدان، عارفان و آزادگان در طول تاريخ و معنا بخش واقعى جهاد و مبارزه در راه خدا و مقاومت و ايستادگى در مقابل ظالمان و ستمگران هستند و خواهند بود.

چنان‌كه امام راحل عظيم الشأن(ره) و تمامى شهيدان، جانبازان و ايثارگران سرافراز انقلاب اسلامى با تمسك به مكتب آزادگى و ايثار و جانبازى امام شهيدان و مكتب فكرى عاشورا، در اين عصر حاكميت و سلطه جهانى ظلم و جور و تزوير و دنياپرستى، در راه خدا يكپارچه قيام كردند و پرچم عاشورا را دوباره برافراشتند و پايه‌گذار بزرگ‌ترين جبهه مقاومت و پايدارى به نام انقلاب جهانى اسلام شدند.

امام حسين(ع) زمانى كه شرايط زمانه خود را به گونه اى ديد كه تمام دين در معرض تباهى و نابودى به دست حاكم ظالم و جريان انحرافى آن است، به حكم دين با تمام توانايى خود مى‌ايستد، و به اين حكم رسول خدا عمل مى‌كند كه: «انّ رسول الله قال: من رأى سلطانا جائرا مستحلاّ لحرمات الله ناكثا لعهد الله مخالفا لسنّة رسول‌الله يعمل فى عبادالله بالاثم و العدوان فلم يغيّر عليه بفعل و لا قول كان حقاّ على الله ان يدخله مدخله»؛ حضرت با بيان اين حكم، وظيفه خود را در ابراز مخالفت با دستگاه حاكمه و ايستادگى و جان فشانى در اين مسير بيان كردند و به سرنوشت دشوار و سخت آن توجهى نكردند چراكه در اين مسير شهادت و اسارت هم پيروزى محسوب مى‌شود. اين عمل به وظيفه در راه خداوند معناى واقعى پاسدارى و ايثار در راه خدا است. چراكه همين اقدام امام حسين(ع) در عمل به وظيفه، باعث حفظ اسلام تا انتهاى تاريخ شد. البته اقدامى كه تنها وجود مقدس امام معصوم(ع) قادر به انجام آن بود كه با صبر و اراده الهى و شناخت راه درست از نادرست، آن را انجام دهد و ذره‌اى در اين مسير شك و ترديد در دل خود راه ندهد.

* سپاه پاسداران؛ پاسدار ارزش‌هاى واقعى و اصيل انقلاب اسلامى‌

روز پاسدار با الگو قرار دادن اسوه رشادت و ايثار، امام حسين(ع)، به اين نام ملقب شده است و به‌همين‌دليل روز تحقق پاسدارى از اسلام، حقيقت و مكتب الهى و تبلور دفاع از اهداف و ارزش‌هاى متعالى اسلامى است كه به‌عنوان الگوى كارآمد و مردمى با كارنامه‌اى درخشان و پر افتخار در عرصه‌هاى مختلف تاريخ انقلاب اسلامى و نقش محورى آن در دفاع از ارزش‌ها و عينيت بخشيدن به عزت و اقتدار حسينى نمود پيدا مى‌كند.

بنابراين پاسداران انقلاب اسلامى در حقيقت پاسداران ارزش‌هاى انقلاب اسلامى و مبانى و اصول آن و در واقع ادامه دهندگان اين حركت عظيم الهى مردم عزيز ايران هستند و چنان‌كه در طى سال‌هاى پيروزى انقلاب اسلامى در عمل نشان داده‌اند به‌خوبى در تمام عرصه‌هاى جهاد و مبارزه و توليد و خودكفايى به‌خوبى نقش آفرينى نموده و عملكردى جهادى داشته‌اند. حركتى كه به فرموده مقام معظم رهبرى نبايد هيچ گاه در تمام عرصه‌ها و مبانى اساسى خود همچون عدالت و استقرار مبانى و اصول اساسى شريعت اسلامى كند شود و يا تغيير مسير دهد، بلكه بايد تا رسيدن به آخرين اهداف ادامه داشته باشد و معناى واقعى «پاسدارى» به اين معناست. چنان‌كه به توصيه ايشان لازمه تحقق اين هدف، انجام دو حركت در سپاه پاسداران است: «يك حركت، حركت درونى سپاه است؛ در درون خود، يعنى خود را تكامل ببخشد. يك حركت، حركت به‌معناى يك جزء پيش‌برنده‌ى مجموعه‌ى كل نظام و انقلاب است، يعنى تأثيرگذارى در بيرون. اين دو تا حركت به موازات هم بايد پيش برود. اگر ما از آن حركت اول غافل بوديم، در درون مجموعه‌ى سپاه و خانواده‌ى سپاه آن حركت پيشرونده و ترقيب بخش و تعالى بخش را انجام نداديم، حركت دوم، يعنى تأثير سپاه در پيشبرد مجموعه‌ى انقلاب، ناكام خواهد ماند... اين حركت درونى يك بعد مادى و يك بعد معنوى دارد. بعد معنوى همين پرداختن به ارزش‌ها به‌معناى حقيقى كلمه، يعنى مشخص كردن شاخص‌هاى ارزشى پاسدارى و عرضه كردن خود و ديگران بر اين شاخص‌ها به قصد پيشرفت، به قصد صيرورت صحيح و كامل به سمت آن هدف‌ها است. اين بعد معنويتش است، بعد مادياتش هم همين كارهاى خوبى است كه در سپاه دارد انجام مى‌گيرد؛ بعد تشكيلات، بعد علمى و تحقيقاتى، بعد ساخت و ساز و توليد، بعد آموزش‌هاى نظامى و نظاميگرى و از اين قبيل...»

بنابراين پاسداران انقلاب اسلامى بايد با الگوپذيرى از شخصيت و رفتار امام شهيدان هم از لحاظ معنوى و هم از لحاظ عملكرد نظامى، آمادگى و رشد كامل را داشته باشند. چنان‌كه اين نيروى نظامى كشور از ابتداى تشكيل تا كنون توانسته است در هر دو مسير گام بردارد و به‌عنوان نيرويى انقلابى و با درك مقتضيات انقلاب اسلامى در تمام عرصه‌هاى مختلف اعم از نظامى، سياسى، اقتصادى و اجتماعى و در برهه‌هاى حساس دفاع از كشور حضورى به موقع و فداكارانه داشته باشد و وظيفه پاسدارى خود را به‌خوبى به انجام برساند.

بى شك تحقق آرمان‌هاى متعالى انقلاب اسلامى و به‌ويژه دفاع محرومان و توسعه و پايدارى همه‌جانبه و فراگير در ايران اسلامى مرهون تلاش‌هاى خستگى ناپذير انسان‌هايى است كه با الگو از فرهنگ عاشورايى امام حسين(ع) و ولايتمدارى علمدار كربلا و به پيروى از سيره اخلاقى حضرت زين العابدين امام سجاد(ع) و بهره‌مندى از تجربيات سازنده جنگ تحميلى، اين مسير را همچون سال‌هاى دفاع مقدس هموار كردند

. مقاله 2: بعثت رسول گرامى اسلام(ص)؛ سرآغازى براى هدايت و سعادت جامعه بشرى‌

عید مبعث حضرت ختمى مرتبت محمد مصطفى(ص) یكى از بزرگترین اعیاد مسلمین است چراكه آغاز رسالت آخرین فرستاده خداوند براى ارسال و ابلاغ آخرین دین و آخرین معجزه الهى یعنى كتاب هدایت بشریت، قرآن كریم در این روز مبارك آغاز مى‌شود و در حقیقت این عید همان‌طوركه مقام معظم رهبرى مى‌فرمایند: «روز مبعث، عید همه است؛ نه فقط عید مسلمانان. ولادت هر پیغمبرى و بروز هر بعثتى، عید و روز نو براى همه بشریت است. پیغمبران الهى هر كدام كه آمدند، قافله سرگردان بشرى را به‌سوى كمال و علم و اخلاق و عدالت راندند و آن‌ها را یك قدم به مراحل كمال انسانى نزدیك كردند. همه خردورزى‌هاى بشر در طول تاریخ، ناشى از تعالیم پیغمبران است. خلقیات انسان‌ها -كه قدرتِ ادامه‌ى حیات را براى آن‌ها فراهم مى‌كند - و فضائل اخلاقى، همه تعالیم پیغمبران است. اندیشه توحید و عبودیت در مقابل خدا، درس پیغمبران است. پیغمبران زندگى را براى انسان‌ها آماده كرده و آن‌را به میدان رشد و حركت و تكامل تبدیل كردند؛ و نبى مكرم اسلام(ص) خاتم پیغمبران و آورنده‌ى سخن نهایى و پایان‌ناپذیر براى بشریت است.»

به‌همین‌دلیل تبیین ابعاد و اهداف مهم رسالت حضرت رسول(ص) از ابلاغ تعالیم و آموزه‌هاى هدایتگر دین مبین اسلام در دوران معاصر كه انسان در احاطه تفكر مادى گرا و لبیرال غرب و در سراشیبى سقوط به «جاهلیت مدرن» است، بسیار روشنگر و راهشگا خواهد بود؛ چراكه در حقیقت به بیان مقام معظم رهبرى «بعثت براى مقابله با «جاهلیّت» آمد... جاهلیّت یعنى جوامع انسانى، تحت تأثیر تمایلات شهوى و غضبیِ عمدتاً فرمانروایان خود به شكلى دربیاید كه فضائل در آن گم بشود و رذائل حاكم بشود؛ این مى‌شود جاهلیّت... امروز هم عیناً همین معنا وجود دارد؛ شهوت‌رانیِ بی‌حساب، بى‌مهار، بی‌منطق. امروز منطق شهوت‌رانی در دنیای غرب «تمایل» است... فرق این جاهلیّت با جاهلیّت صدر اوّل - جاهلیّت اولى به تعبیر قرآن - این است كه امروز جاهلیّت، مسلّح و مجهّز است به سلاح علم، به سلاح دانش؛ یعنى علم كه مایه‌ى رستگارى انسان باید باشد، وسیله‌اى شده است براى تیره‌روزى انسان، براى بدبختى جوامع بشرى.» (26/2/1394)

*هدایت بشر در مسیر توحید و اجتناب از كفر و طاغوت‌

اصلى‌ترین هدف از بعثت پیامبران الهى و نبى مكرم اسلام(ص) همان‌طور كه قرآن كریم بیان مى‌كند، هدایت بشر به صراط مستقیم الهى و اجتناب از ضلالت و گمراهى و پیروى از طاغوت و شیطان با دعوت به توحید و یكتاپرستى و تبعیت از فرامین الهى است: «وَلَقَدْ بَعَثْنَا فِى كلِّ أُمَّةٍ رَسُولًا أَنْ اُعْبُدُوا اللهَ وَاجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ فَمِنْهُمْ مَنْ هَدَى اللهُ وَمِنْهُمْ مَنْ حَقَّتْ عَلَیهِ الضَّلَالَه...؛ ما در هر امتى پیامبرى برانگیختیم تا به آنان بگویند خدا را بپرستید و از پرستش غیر خدا (طاغوت) خوددارى كنید گروهى هدایت یافتند و گروه دیگر (از طریق عناد و لجاج) شایسته گمراهى و ضلالت شدند...» (نحل/36)

این ارسال رسل و ابلاغ دین وكتاب آسمانى و الزام به تبعیت از آن به این دلیل است كه عقل بشرى به‌دلیل عدم احاطه به جمیع جوانب حیات اخروى و دنیوى انسان، توانایى ارائه برنامه‌اى جامع براى هدایت را نداشته و به‌همین‌دلیل خطر ضلالت و تباهى همیشه انسان را تهدید مى‌كند. به‌همین‌دلیل تنها خداوند كه عالم و قادر مطلق است و بشر را با هدف و مقصود خاص خلق كرده و به تمامى جوانب زندگى و خیر و شر انسان آگاه است و علم دارد، مى‌تواند این برنامه هدایت را ارائه كند. به‌همین‌دلیل است كه بدون این هدایت الهى، راهى جز تباهى و گمراهى فراروى بشر نخواهد بود. به‌همین‌دلیل است كه قرآن مى‌فرماید خدواند بر بشر منت نهاد و از جنس خودشان رسولى فرستاد تا بر آن‌ها آیات الهى را بخواند و آن‌ها را تزكیه و تعلیم و هدایت نماید: «و لقد منّ الله على المؤمنین اذ بعث فیهم رسولاً من انفسهم یتلوا علیهم آیاته و یزكیهم» از همه مهم‌تر و بیشتر مورد تأكید خداوند منت رسالت و بعثت خاتم‌الانبیاء محمد مصطفى(ص) بر مسلمانان و بلكه بر تمام عالم بشریت است كه به‌عنوان آخرین پیامبر و مبشر رحمت و آورنده كامل‌ترین ادیان براى همه زمان و اعصار و سراسر گیتى مبعوث شده است تا انسان را انذار و تبشیر كند: «و ما ارسلناك الا كافه للناس بشیراً و نذیراً» با ارسال حضرت رسول(ص) حجت بر تمامى انسان‌ها تمام مى‌شود: «رسلاً مبشرین و منذرین لئلایكون للناس على الله حجه» تا این‌كه هیچ فردى وجود نداشته باشد كه در عدم پذیرش دین الهى و تبعیت از شیطان در گمراهى توجیهى داشته باشد و اگر از او تبعیت نكردند و آگاهانه به ضلالت و گمراهى كشیده شدند دلیل و حجتى بر عذاب نداشته باشند.

به‌همین‌دلیل است كه خداوند به تبعیت از رسول گرامى اسلام(ص) امر نموده چراكه تنها راه تقرب به پروردگار متعال و سعادت ابدى یافتن چراغ هدایت در وجود مقدس آن حضرت است: «قل ان كنتم تحبون الله فاتبعونى یحببكم الله»

حضرت على(ع) در تبیین این هدف مى‌فرماید: «خداوند محمّد(ص) پیامبر خود را بر انگیخت، تا وعده خود را انجام دهد و پیامبرى را به‌وسیله او خاتمه بخشد و مردم روى زمین در آن روز مذهب‌هاى گوناگون و بدعت‌هاى زیاد و روش‌هاى مختلف داشتند. گروهى او را به مخلوق تشبیه مى‌كردند (براى او عضو و مكان قائل بودند) برخى در نام وى تصرف مى‌نمودند و گروهى به غیر خدا اشاره مى‌كردند (بت‌ها را مى‌پرستیدند) آنان را از گمراهى به شاهراه توحید هدایت كرد و از چنگال جهالت نجات داد». (نهج البلاغه، خطبه‌1) آن حضرت هم‌چنین مى‌فرماید: «خدا پیامبر را برانگیخت تا بندگان او آنچه از خداشناسى نمى‌دانند فراگیرند و به پروردگارى او، پس از انكار و عناد، ایمان بیاورند». (مجلسى، 1403: ج‌4: ح‌287 :19) هم‌چنین ایشان نیز در تشریح این‌انگیزه مى‌فرماید: «خداوند پیامبران را برانگیخت تا آنچه را كه بندگان خدا درباره توحید و صفات خدا نمى‌دانند فرا گیرند و به ربوبیت و پروردگارى و یگانگى وى پس از انكار ایمان آورند». (نهج‌البلاغه، خطبه 143)

*اقامه قسط و عدل در جامعه‌

از مهم‌ترین اهداف ارسال رسل، اقامه قسط و عدل در میان مردم و جامعه بشرى مى‌باشد كه صریحا در قرآن كریم به آن اشاره شده است: «لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَینَاتِ وَأَنْزَلْنَا مَعَهُمْ الْكتَابَ وَالْمِیزَانَ لِیقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ...» (حدید/ 25) «كانَ النَّاسُ أُمَّهً واحِدَهً فَبَعَثَ اللهُ النَّبِیِّینَ مُبَشِّرِینَ وَ مُنْذِرِینَ وَ أَنْزَلَ مَعَهُمُ الْكتابَ بِالْحَقِّ لِیَحْكمَ بَیْنَ النَّاسِ فِیَما اخْتَلَفُوا فِیهِ.» (بقره/ 213) منظور از «بینات» و دلایل روشن، ادراكات عقلى و خردورزى هاى صحیح علمى و نیز معجزات و كرامات عملى است. هم‌چنین مراد از «كتاب»، برخى از معارف و احكام و عقاید و اخلاق و سایر علوم است «میزان» و معیار صحیح نیز همراه معصوم است و هیچ میزانى، دقیق‌تر از سیره و روش و راه كارهاى معصومانه پیامبر(ص) و پیشوایان دین(ع) نیست.

این آیات شریفه بیانگر آن هستند كه مردم به‌صورت امتى یك پارچه زندگى مى‌كردند و در میان آنان اختلافات پیچیده‌اى كه نیاز به شرایع آسمانى باشد، وجود نداشت، سپس اختلاف و نزاع در میان آنان پدید آمد، لذا خداوند براى حل اختلافات آنان پیامبران را كه بشارت و بیم‌دهنده بودند، مبعوث كرد، و با آنان كتاب و شریعت آسمانى را به حق فرو فرستاد تا مبناى داورى در اختلافات آنان باشد. چنان‌كه درباره حضرت داود(ع) مى فرماید: «یا داوُدُ إِنَّا جَعَلْناك خَلِیفَهً فِى الْأَرْضِ فَاحْكمْ بَیْنَ النَّاسِ بِالْحَقِّ.» (ص/24) و درباره پیامبر اكرم(ص) مى‌فرماید: «إِنَّا أَنْزَلْنا إِلَیْك الْكتابَ بِالْحَقِّ لِتَحْكمَ بَیْنَ النَّاسِ بِما أَراك اللهُ». (نساء/ 205)

با توجه به این موضوع و هدف مى‌توان به این نتیجه رسید كه اختلافات و نزاع‌هایى كه دامن گیر بشر امروز شده است، ناشى از عدم تبعیت از دستورات الهى و تبعیت از امیال و هواهاى انسانى است و تنها راه حل منازعات گسترده عبودیت الهى و تبعیت از فرامین خداوند است كه در دین مبین اسلام بیان شده است.

تعلیم و تربیت و آموزش جامعه و اكمال عقول انسان‌ها

از مهم‌ترین اهداف رسالت و بعثت انبیاء الهى، تعلیم و تربیت و آموزش جامعه در راستاى هدایت به دین الهى بوده است چنان‌كه قرآن مى‌فرماید: «یتلوا علیهم آیاته و یزكیهم و یعلمهم الكتاب و الحكمه و ان كانوا من قبل لفى ضلال مبین». مقصود از تعلیم و آموزش همان تعلیم مردم به علم‌الكتاب و علم اولین و آخرین و علم هدایت است كه در قرآن بسیار مورد تأكید قرارگرفته است: «یرفع الله الذین آمنوا و الذین اوتوالعلم درجات؛ خداوند كسانى از شما را كه ایمان آوردند رفعت و مقام والایى عطا مى‌كند و كسانى‌كه كسب علم كردند درجات والاترى دربر خواهند داشت.»

با این آموزش و تعلیم و تربیت دینى است كه عقول انسانى به اكمال رسیده و راه هدایت را انتخاب مى‌كند و به سعادت نائل مى‌شود. پیامبر اسلام(ص) مى‌فرماید: هدف از بعثت، تكمیل عقول بشر است: «وَ لَا بَعَثَ اللهُ نَبِیاً وَ لَا رَسُولًا حَتّى یسْتَكمِلَ الْعَقْلَ، وَ یكونَ عَقْلُهُ أَفْضَلَ مِنْ عُقُولِ جَمِیعِ أُمَّتِه» (كلینى، اصول كافى، 1407: ج‌1: ح‌30 :11)

هم‌چنین طبق بیان امیرمومنان على(ع) پى‌درپى آمدن پیامبران، براى این بود كه مردم را به عهد و میثاق فطرى كه در آفرینش آنان نهاده شده است، فراخوانند و خردهاى پنهان شده آنان را از زیر گرد و غبار ضلالت بیرون آورند كه در این صورت، نعمت توحید را باز خواهند یافت: «فَبَعَثَ فِیهِمْ رُسُلُه وَ واتَرَ اِلیهِمْ اَنْبِیاءَهُ، لِیسْتَادُوهُم مِیثاقَ فِطْرَتِه... وَ یثِیروا لَهُم دَفائِنَ العُقُول...» (نهج البلاغه، خطبه‌1)

* تعالى معنوى و اخلاقى انسان و جوامع بشرى‌

پیامبرگرامى اسلام(ص) هدف از بعثت خود را اتمام مكارم اخلاق معرفى نموده و مى‌فرمایند: «انما بعثت لاتمم مكارم الاخلاق» چراكه اخلاق و ارزش‌هاى اخلاقى در هرجامعه‌اى و رعایت آن از سوى افراد جامعه، از مهم‌ترین عوامل تعالى و رشد آن‌جامعه محسوب مى‌شود چراكه تنها در این بستر است كه جامعه مى‌تواند اهداف خود را اجرا نماید و به سعادت همگانى دست یابد و در واقع با عمل به اصول اخلاقى، بشر، هدایت درونى مى‌یابد.

به‌همین‌دلیل انبیاء الهى خود اسوه‌ها و الگوهاى كامل اخلاق و معنویت در تمامى ابعاد زندگى فردى و اجتماعى جامعه خویش مى‌باشند تا افراد بشرى با تبعیت از این الگوهاى اخلاقى راه هدایت را بیپیمایند؛ چنان‌كه قرآن كریم مى‌فرماید: «لقد كان لكم فى رسول الله اسوه حسنه».

از اینرو سراسر زندگى و منش و سیره حضرت رسول(ص) الگویى متعالى از ارزش‌هاى معنوى و اخلاقى پیشه روى انسان مومن جویاى سعادت قرار مى‌دهد. پیامبر در طول زندگى خود بهترین رفتار اخلاقى را عملى ساخته بود چنان‌چه از جانب خداوند آن حضرت این‌گونه خطاب مى‌شود: «آنك لعلى خُلُق عظیم» و این موضوع به این دلیل است كه «فیما رحمه من الله كنت لهم و لوكنت فظاغلیظ القلب لانفضوا من حولك» یعنى تو اى پیامبر آیة رحمت الهى بر بشر هستى و رسول رحمت عالمیانى كه اگر تو شدید و عبوس و سخت بودى همه از تو مى‌گریختند و این همان تأثیر شگرف اخلاق پیغمبر(ص) بود كه اعراب بادیه‌نشین عصر جاهلیت را به دور خود جمع مى‌كرد و به آن‌ها دین عرضه مى‌نمود و به بیدارى و هوشیارى آن‌ها مى‌پرداخته و آن‌ها را از چاه ضلالت بیرون مى‌كشید و به راه هدایت الهى رهنمون مى‌شد.

*انبیاء الهى؛ شاهدان اعمال امت‌

انبیا در ظاهر و باطن امر شاهد اعمال و كردار و رفتار امت‌اند: «و یوم نبعث فى كل امه شهیداً علیهم من انفسهم و جئنا بك شهیداً على هؤلاء؛ و روزى كه ما در میان هر امتى از جنسشان شاهدى مبعوث مى‌كنیم واى پیامبر ما تو را نیز شاهد بر اعمال و كردار مردم فرستادیم.» انبیا شهود مردم و مشرف بر آن‌هایند و دین به جهت قدرت علم درونى و اشراف آن‌هاست كه خداوند از براى اصلاح امت به آن‌ها عطا كرده است. اشراف آن‌ها بر نیات و باطن افراد راه را براى هدایت و ارشاد خلق بر آن‌ها باز مى‌كند و بهترین طریق را براى سازندگى روحى و روانى و عملى افراد در پیش پاى آن‌ها مى‌گذارد و این لازمه هدایت و ارشاد مردم براى انبیا است: «كذلك جعلناكم امه وسطا لتكونوا شهداء على الناس؛ و این چنین ما شما انبیا را امت میانه و متعادلى قرار دادیم تا بر مردم شاهد بر اعمال آن‌ها مشرف و آگاه باشید.»

*تذكار بندگان به نعمت‌هاى الهى‌

خداى سبحان در آیات متعددى، یادآورى نعمت‌هاى الهى را جزو دستورهاى انبیا قرار داده است تا انسان دچار غفلت و فراموشى نعمت‌هاى پروردگار نگشته و با شكر واقعى نعمت‌هاى او شكر حقیقى منعم یعنى عبادت و تبعیت از او را به جا آورد: «وَاذْكرُوا إِذْ جَعَلَكمْ خُلَفَاءَ مِنْ بَعْدِ قَوْمِ نُوحٍ وَزَادَكمْ فِى الْخَلْقِ بَسْطَةً فَاذْكرُوا آلَاءَ اللهِ لَعَلَّكمْ تُفْلِحُون؛ به یاد آورید زمانى را كه خداوند، شما را بعد از قوم نوح، جانشنان آنان قرار داد و در خلقت، بر قوّت شما افزود. پس، نعمت‌هاى خداوند را به یادآورد؛ باشد كه رستگار شوید.» (اعراف/69)

*آزادى و سعادت حقیقى انسان‌

باتوجه به آنچه كه قرآن و روایات اسلامى در مورد بعثت پیامبران و به‌طور خاص بعثت رسول گرامى اسلام(ص) بیان مى‌كنند، مى‌توان بهترین ره آورد بعثت را، تحقق واقعى آزادى انسان از سرسپردگى و بندگى غیر خدا و هواى نفس و شیطان، كه همانا آزادى حقیقى است دانست. قرآن كریم درباره این هدف مى‌فرماید: «الَّذِینَ یتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِى الْأُمِّى الَّذِى یجِدُونَهُ مَكتُوبًا عِنْدَهُمْ فِى التَّوْرَاةِ وَالْإِنجِیلِ یأْمُرُهُمْ بِالْمَعْرُوفِ وَینْهَاهُمْ عَنْ الْمُنكرِ وَیحِلُّ لَهُمْ الطَّیبَاتِ وَیحَرِّمُ عَلَیهِمْ الْخَبَائِثَ وَیضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَالْأَغْلَالَ الَّتِى كانَتْ عَلَیهِمْ فَالَّذِینَ آمَنُوا بِهِ وَعَزَّرُوهُ وَنَصَرُوهُ وَاتَّبَعُوا النُّورَ الَّذِى أُنزِلَ مَعَهُ أُوْلَئِك هُمْ الْمُفْلِحُونَ؛ آنان كه از این فرستاده مكتب ندیده كه نام او را در تورات و انجیل نوشته مى‌یابند، پیروى مى‌كنند؛ همان پیامبرى كه آنان را به كار پسندیده فرمان مى‌دهد و از كار ناپسند باز مى‌دارد و براى آنان چیزهاى پاكیزه را حلال، و چیزهاى ناپاك را حرام مى‌كند و از دوش آنان قید و بندهایى را كه برایشان بوده است، بر مى‌دارد. پس آنان كه به او ایمان آوردند و بزرگش داشتند و یارى‌اش كردند و از نورى كه با او نازل شده است، پیروى كردند، آنان همان رستگارانند». (اعراف/ 157) مبعوث‌شدگان از سوى خداوند، بسان مدعیان دروغین نبوت و رسالت كه هدف به زنجیر كشیدن توده‌هاى مردم و استعمار و استثمار آن‌هاست، نیستند آن‌ها نه تنها بندى بر آن‌ها نمى‌گذارند، بلكه بارها را از دوش آنان بر مى‌دارند، و غل و زنجیرهایى را كه بر دست و پا و گردنشان سنگینى مى‌كرد، مى‌شكنند.

در عصر حاضر به‌خوبى آشكار است كه انسان با جداشدن از دین و معنویت و آن‌چیزى كه در قالب مفهوم آزادى تعریف مى‌كند، در حقیقت نه تنها به آزادى نرسیده بلكه به بندگى شهوترانى و هواى نفس خود و انسان‌هاى سودجو دست یافته و و هر روز راه تباهى و ضلالت را مى‌پیماید. حتى دانشى هم كه تولید شده در نهایت سعادت بشر را هدف متعالى خود قرار نداده و تنها بر تمایلات دنیایى و نامحدود انسان افزوده است. مقام معظم رهبرى با اشاره به این موضوع مى‌فرمایند: «آن كسانى‌كه امروز به دنیا دارند زور مى‌گویند، با تكیهى به فراورده‌هاى دانش خود است كه دارند زور مى‌گویند؛ این سلاحى كه دارند ساخته‌شده و فراورده‌ى دانش است، ابزارهاى اطّلاعاتى كه دارند، ابزارهاى امنیّتى كه دارند، ابزارهاى عظیم تبلیغاتى كه دارند، این‌ها فراورده‌هاى علم است؛ همه آن‌ها در خدمت همان شهوت و غضب است. این وضع امروز دنیا است.»


يکشنبه 1399/1/17 - 56 : 19

پرتال استان ها

 

آخرین اخبار