9 جمادى الاولی؛
شهادت جانگداز حضرت صدیقه طاهره فاطمه زهرا (س)(به روایت 75 روز)
تصویر خبر
حضرت زهرا(س)؛ الگوی مبارزه سیاسی در دفاع از حریم ولایت و امامت

چکیده: در تاریخ مظلومیت شیعه، شاید واقعه ای جانگدازتر و جانسوزتر از شهادت صدیقه طاهره حضرت فاطمه زهرا(س) نباشد، چراکه شهادت ایشان در واقع علاوه بر جایگاه والا و بی نظیری که آن حضرت نزد خداوند، رسول گرامی اسلام (ص) و اهل بیت عصمت و طهارت(ع) دارند، نقش ایشان در دفاع از جایگاه رفیع امامت و غصب این حق الهی و شهادت در این مسیر به عنوان اول شهیده راه ولایت قابل توجه و بررسی است. در این زمینه آن حضرت در جایگاه همسر امیرمومنان علی(ع) و نیز در جایگاه معصوم با تمام وجود و توان و قدرت خود از این مقام دفاع کردند؛ چنانکه نحوه شهادت مظلومانه ایشان و وقایع بعد از آن همچون وصیت جانسوز و تاریخی آن حضرت، خود گواهی بر این مبارزه سیاسی است و الگویی با عظمت و ماندگار برای شیعیان در تمام تاریخ است؛ آنگونه که میتوان گفت ویژگی بارز این الگوی سیاسی و خط‌مشی بانوی عصمت و طهارت(س) مشى آگاهانه توأم با بینش و بصیرت، اندیشیده و حساب‌شده، انتخابى و گزینش‌شده و مبتنى بر ایمان و عقیده است که با هدف تحقق سعادت و کمال تمامی انسانها و نجات از بردگى‌ها و ذلت‌ها و تضمین و فراهم آوردن مبادى ارزش‌هاى معقول در جامعه به وقوع پیوست. در این نوشتار به مناسبت شهادت بزرگ بانوی اسلام در فاطمیه اول، به تبیین بخشی از این الگوی مبارزه سیاسی می پردازیم که در روزهای مبارزه طاغوتیان با مقام ولایت و غصب آن تا آخرین روزهای شهادت و حتی بعد از آن ادامه یافت.

 مقابله با توطئه ترور شخصیت على(ع) و دفاع از ولایت‌

حضرت زهرا(س) بهترین راه برای مبارزه با برنامه تخطئه و فریب دشمن را آگاهی رساندن و بصیرت افزایی درباره تبیین شخصیت ولی زمان و ویژگیهای متمایزکننده او قرار داده بود. به همین دلیل در مواقع مختلف از مجاهدت‌هاى حضرت على(ع) در لحظه‌هاى سرنوشت‌ساز جنگ‌هاى صدر اسلام سخن می گفت و رشادت‌ها و جانبازى‌ها و دلاورى‌هاى مولى امیر المومنین علی (ع) را به‌خاطر مردم مى‌آورد و مى‌فرمود: «هرگاه آتش جنگ را برافروختند، خدا آن‌را خاموش كرد یا هرگاه شاخ شیطان سر برآورد یا اژدهایى از مشركین دهان باز كرد، (رسول خدا(ص))، برادرش (على‌بن ابى‌طالب(ع)) را در كام (اژدها و شعله فتنه‌ها) افكند، و (على(ع)) هم بازنمى‌گشت مگر آن‌كه گردن سركشان را پایمال شجاعت خود سازد و آتش آنان را با (آب) شمشیرش خاموش كند.» و گاه از شأن و منزلت على(ع) در پیشگاه الهى و نزد پیامبر(ص) سخن به‌میان مى‌آورد و بدین‌وسیله با صداى بلند و فریاد رسا اعلان مى‌داشت كه آن‌كه او را خانه‌نشین كرده‌اند، پس از رسول خدا(ص) بیشترین حق را در اعلان كلمة الله و احیاى حاكمیت اسلام داشته است، به‌طورى كه هرگاه اسلام به خطر مى‌افتاد، نبى اكرم(ص) به كمك او اسلام را از خطر مى‌رهاند.

یكى دیگر از اقدام‌هاى روشنگرانه آن‌حضرت، افشاى ماهیت جریان براندازى و بیان ریشه‌هاى سیاست‌ستیز با على(ع) بود. آن‌حضرت معتقد بود كسانى‌كه على(ع) را از صحنه بیرون كرده‌اند، از شدت عمل او در برابر مخالفان دین و قاطعیتش در مقابل دشمنان اسلام و زیاده‌خواهان و افزون‌طلبان بیم دارند، آنان مى‌دانند على(ع) در اجراى عدالت ذره‌اى كوتاهى نخواهد كرد و در راه تحقق احكام الهى از مرگ نمى‌هراسد، ازاین‌رو او را كنار زدند تا به‌آسانى به اهداف شخصى و خواسته‌هاى نفسانى‌شان دست‌یابند. دختر پیامبر(ص) فرمود:«به چه دلیلى از ابوالحسن انتقام گرفته‌اند؟ به خدا قسم! به‌خاطر سختى شمشیرش و بى‌باكى نسبت به مردنش و شدت تاختنش (بر آنان) و مجازات (كردن با) آسیب زدنش در جنگ و خشم كردن او در راه خدا، از او انتقام گرفتند.»

شاید آن‌روزها بسیارى از اصحاب و تابعین و كسانى‌كه تازه مسلمان شده بودند نمى‌توانستند باور كنند دست‌هایى كه على(ع) را كنار زده‌اند از سر هواپرستى چنین ظلمى را مرتكب شده باشند؛ چون آن‌ها نیز ظاهرا سال‌ها در ركاب نبى اكرم(ص) شمشیر زده و به اسلام گرویده بودند، به‌علاوه برخى از آن‌ها جزء دانشمندان جامعه به‌حساب مى‌آمده‌اند، لذا كسى جرأت نمى‌كرد به آنان گمان بد برده و آن‌ها را به خیانت متهم نماید.

مردم دو دسته بودند: یك دسته از ریشه دشمنى و مخالفت با على(ع) خبر نداشتند و دسته دیگر شهامت بیان حقایق را نداشتند، ولى حضرت زهراء علیها السلام با كمال شجاعت ماهیت كینه‌توزانه آنان را افشا كرد و ریشه‌هاى فاسد عداوت با مولى را برملا ساخت. حضرت فاطمه علیها السلام با این حركت خود تحلیل وقایع پیچیده سقیفه را آسان كرد و رمز و راز غربت و مظلومیت على(ع) را گشود.

اعتراض به مردمان بی بصیرت و بی عمل‌

از نگاه فاطمه(س) اگر اصحاب متساهل، كاهلى را كنار نهاده و به‌طور جدى در برابر انحراف‌ها ایستادگى‌ می‌كردند، مشكلات برطرف مى‌شد و امور طبق روال صحیح جریان مى‌یافت؛ لذا یكبار در میان احتجاجات خود علیه خلیفه به‌خاطر غصب فدك، رو به انصار كرد و فرمود: «اى گروه نقباء و بازوان ملت و حافظان اسلام! این چشم پوشى در مورد حق من و این سهل‌انگارى از دادخواهى من براى چیست؟ آیا پدرم، رسول خدا(ص) نمى‌فرمود: «(حرمت) هركس در فرزندان او حفظ مى‌شود»، چقدر با سرعت مرتكب این اعمال شده‌اید، و چه با عجله این بز لاغر، آب از دهان و دماغش فرو ریخت، در صورتى‌كه شما مى‌توانید مرا در آنچه چاره‌جویى مى‌كنم كمك كنید و قدرت (حمایت مرا) در آنچه مطالبه مى‌كنم و قصد كرده‌ام ، دارید.»

هنگامى كه زنان مهاجرین و انصار به عیادتش آمدند، تقریبا از ابتدا تا انتهاى سخنانش شوهرانشان را به‌شدت ملامت فرمود و در پایان بیاناتش عواقب شوم‌ بى‌توجهى آنان به وصایاى پیامبر(ص) در مورد خلافت را متذكر شده و آنان را از آینده‌اى پر از زورگویى و هرج و مرج بیمناك ساخت و فرمود: «بشارت باد شما را به شمشیرهاى كشیده و حمله متجاوز ستمكار، و به هرج و مرج عمومى و استبداد ستمگران، كه حقوقتان را اندك داده و اجتماع شما را (به‌وسیله شمشیرهایشان) درو خواهند كرد، پس بر شما حسرت باد كه كارتان به كجا مى‌رسد.»

سوید‌بن غفله مى‌گوید: زن‌ها سخنان فاطمه(س) را براى شوهرانشان نقل كردند و آن‌ها براى عرض پوزش نزد آن‌حضرت آمده و گفتند: اگر ابوالحسن قبل از بیعت با دیگرى این مطالب را براى ما مى‌گفت، كسى را بر او ترجیح‌ نمی‌دادیم.

حقیقت آن است كه آن‌ها شكى در برترى على(ع) نداشتند و در غدیر خم با آن‌حضرت بیعت كرده بودند، ولى این‌بار با اتخاذ سیاست تساهل و تسامح عهد خویش را شكستند؛ لذا حضرت زهرا علیها السلام عذر آنان را نپذیرفت .

بهره بردن از راهبرد سكوت سیاسى

در مسیر دفاع از حریم ولایت و امامت، فاطمه زهرا(س) شیوه مبارزاتى دیگرى را با سكوت خود آغاز كرد و آن «اعتصاب سخن» با حاكمان وقت بود. این راهبرد و شیوه جدید در اذهان جامعه كه به حضور آن‌حضرت در صحنه عادت داشتند، سؤال ایجاد مى‌كرد كه چه شده است كه فاطمه زهرا(س) سكوت كرده است؟ فاطمه(س) در محاجّه خود عهد كرد كه دیگر با حکومت سخن نگوید.

بهره‌بردارى سیاسى از رسانه‌هاى مردمی

شیوه مبارزاتى دیگر فاطمه زهرا(س) دادن آگاهى و رشد سیاسى به زنان مهاجر و انصار بود كه بدین‌وسیله، آتش مبارزه در خانواده‌هاى مدینه وارد مى‌شد. آن حضرت که در مسیر مبارزه و دفاع از حریم ولایت و امامت دچار آسیب و صدمه جدی شد و در خانه بستری گردید و این خبر در مدینه پیچید، زنان مهاجر و انصاركه وامدار تعلیم و تربیت فرهنگى آن‌حضرت بودند، براى عیادت او به خانه‌اش آمدند. وقتى از حال آن‌حضرت جویا شدند، از حال خود نگفت، بلكه در دفاع از حریم ولایت به سخن پرداخت و از سستى مردانشان سخن راند كه حق را فراموش كرده‌اند و سكوت اختیار نموده‌اند. بازتاب سخنان دخت پیامبر به‌تدریج، در درون خانه‌ها آتشى به‌پا كرد و انقلابى پرخروش را جهت داد كه به حریم خانه‌ها راه یافت و نطفه‌هاى آگاهى و شعور را بارور كرد.

این شیوه مبارزه نشان مى‌دهد اگر در جامعه‌اى به جاى مشغول ساختن زنان به خود، براى آن‌ها كار فرهنگى و فكرى صورت گیرد و به آنان آگاهى سیاسى داده شود، آنان بهتر مى‌توانند در شناخت حق و حقیقت بدون تعارف‌هاى دیپلماتیك و بازى‌هاى سیاسى وارد صحنه شوند و به دفاع بپردازند. مصداق این حقیقت در انقلاب اسلامى ما نمود پیدا كرد؛ حضور زنان و پیشتازى آنان در صحنه مبارزات انقلاب و پشتیبانى از جنگ و فعالیت‌هاى پشت جبهه، این نظریه را ثابت مى‌كند كه حركت زنان ایران وامدار مبارزات سیاسى اسوه و الگوى زنان جهان حضرت زهرا(س) بوده است.

تداوم خط مشی مبارزاتی با وصیت‌نامه سیاسى‌

حضرت زهرا(س) در وصیت‌نامه سیاسى خود تأكید مى‌كند كه حضرت على(ع)، ولیّ بر حق، باید به آن عمل كند؛ چنان‌كه تا بدان روز هیچ سیاست‌مدارى چنین آگاهانه و مدبّرانه و با آن ظرافت‌هاى سیاسى، عمل نكرده بود، بلكه شیوه‌اى بكر و تازه بود كه از سوى سیاست‌مدارى حرفه‌اى به‌خاطر دفاع از حریم ولایت و تحقیر موقعیت سیاسى حاکم وقت اتخاذ شده بود.

حضرت فاطمه(س) وصیت كرد كه احدى از كسانى‌كه به او ستم كرده‌اند در تشییع جنازه‌اش حاضر نشوند و شبانه او را دفن كنند. در حقیقت، با این وصیت‌نامه، حربه سیاسى از دست حاكمان وقت گرفته شد. آنان مى‌خواستند در مرگ آن‌حضرت با مرثیه‌سرایى و اشك و ماتم و ارادت به آن‌حضرت و تأسف از رحلت او، مخالفت‌ها و مبارزات حضرت زهرا(س) را در دفاع از حریم ولایت تحت‌الشعاع قرار دهند و خلافت غاصبانه خود را در اذهان جامعه برحق جلوه‌گر سازند اما دفن شبانه آن‌حضرت و نامشخص بودن مكان دفن ایشان، این سؤال را در میان امّت اسلامى ایجاد كرد كه چرا دخت گرامى پیامبر و یگانه گوهر گران‌قدر او چنین وصیّتى كرده است؟

با عمل به وصیّت آن‌حضرت توسط حضرت على(ع)، اذهان جامعه دچار شك و تردید شد و تا حد زیادى مشروعیت حکومت وقت زیر سؤال رفت و مظلومیت آن‌حضرت بیشتر نمایان گردید و اینکه چرا حضرت زهرا(س) در مدت ۷۵ (و به قولى ۹۵) روز با تمام تاب و توان، با شیوه‌هاى گوناگون تلاش كرد تا مسیر انحرافى امّت را روشن سازد كه چرا امام بر حق على(ع) را تنها گذاشته‌اند و به كج‌راهه‌ رفته اند كه خلاف حق و حقیقت است، در حالى كه على(ع) بر حق است؟


پنج شنبه 1398/11/3 - 17 : 17

پرتال استان ها

 

پربازدیدترین اخبار